گنجور

شمارهٔ ۷۲۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

در دست در درونم درمان آن ندانم

ساقی بیار جامی پ ز زهرو وارهانم

از پیش بر گرفتم رخت وجود پیش آی

تا یک نفی ببینم روی نو پس نمانم

دوراست کوی جانان ای باد و من ضعیفم

فریاد جان من رس و آن جایگاه رسانم

جانم بکاست چون شمع ای باد صبح آخر

از گشتنم چه خواهی من خود ز مردگانم

جور من از طبیب است درد من از جیب است

آن غصه با که گویم این قصه با که رانم

در بند تن دریغ است جان پری نژادم

دیوانه وار ناگه رنجیر بگسلانم

حال کمال گفتم یک شمه ای بگویم

چون مهربان ندیدم شهر است بر دهانم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

* برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با این شعر از نسخه‌های خطی اینجا را ببینید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پشتیبانی آهنگهای مرتبط از سایت اسپاتیفای