گنجور

شمارهٔ ۶۹۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

به خالت نسبت مشک ختنا کردم خطا کردم

من این تشبیه بینیت چرا کردم چرا کردم

صبا انداخت در دستم شی زلف چو چوگانش

چه گویم کآن نقس با او چه کردم چه کردم

چو دیدم قبله روی تو صد ساله نماز خود

به محراب دو ابرویت نضا کردم قضا کردم

رفییت تربیت فرمود یکبارم به دشنامی

من از شادی دوبار او را دعا کردم دعا کردم

دل خود را که از ریش کهن شد نو به نو خسته

به داروخانه دردت دوا کردم دوا کردم نوشتم

کز تو نگریزم به خون خود خطی و آنگه

دو چشمت را بر این معنی گوا کردم گوا کردم

کمال ار اندکی زآن خط غباری داشت بر خاطر

چو دیدم روی او با او صفا کردم صفا کردم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.