گنجور

شمارهٔ ۶۸۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

باز در عشق یکی دل به غلامی دادم

خواجه را گو که بیاید به مبارکبادم

بنده را از تو چه جای گله، آزادیهاست

هست جای گله وقتی که کنی آزادم

تو چه شاخ گلی و بی تو مرا رخ شده زرد

منم آن برگ که از شاخ جدا افتادم

بر فلک ناله من گوش ملایک کر ساخت

آه اگر در دل شبها شنوی فریادم

از می عشق تو ساقی قدحی داد مرا

که می خلد و لب حور برفت از بادم

با تو بنیاد نهم باتز طرب خانه عشق

طاق ابروی تو گر بر نکنه بنیادم

الف قد تو آن روز برد راه کمال

که به مکتب الف و بی بنوشت استادم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید