گنجور

شمارهٔ ۶۵۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

داریم ساقیا هوس عشرت و نشاط

جویای راه میکده ایم اهدنا الصراط

میخانه بساز و بکن وقف عاشقان

خیری که بی ریاست به از صد پل و رباط

زاهد به روز حشر پل و جوی کرد، گم

میخواره جت از پل و بگذشته از صراط

ما عاشقیم و رند و به معشوق مختلط

أی شیخ نیکنام به ما کم کن اختلاط

در شهر کس نماند از آن شد کسی رقیب

فرزین شدو پیاده چو گردد تهی بساط

زان لب روم به خنده چو دشنام بشنوم

نقل و می است موجب شادی و انبساط

سرعت مکن. به وصف لب و عارضش کمال

کاریست هردو نازک و شرط است احتیاط



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید