گنجور

شمارهٔ ۶۱۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از بار دین و دنیا باشد مراد هر کس

میگوی هر چه خواهی من بار خواهم و بس

جان دید آن رخ آنگه دانست کز چه سوزد

این نکته جز در آتش روشن نگشت برخس

گر می کشد کسائرا نزدیک خود چو بیند

از پیش او نخواهد رفتن کسی ازین پس

گونی رسی به آن لب گر جان به لب رسانی

گو جان تشنه ما زین آرزو به لب رس

دور از نو ما غریبان گر بی کسیم شاید

چون نیستیم همدم جز با رقیب ناکس

عکس جمالت افتد گه گه بکوی دلها

چون پرتو تجلی بر وادی مقدس

زید کمال خرقه بر قامتی که آید

در چشم همت او یکسان پلاس و اطلس



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید