گنجور

شمارهٔ ۶۰۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

سر من خاک پایت باد و جان نیز

که در پای تو خوشتر این و آن نیز

چگونه در حریم او نهم پای

که نگذارنده سر بر آستان نیز

بکویت جز صبا کس را گذر نیست

ولیکن غیرتم آید از آن نیز

چه تنگ است آن شکر یعنی دهانت

که وهم آنجا نمی گنجد گمان نیز

دل آواره من تا کجا شد

کرو نامی نمی یابم نشان نیز

تواند بوده دل جای غم تو

چه جای دل که جان ناتوان نیز

کمال آن شب که در چرخ آید آن ماه

زجان دستی بر افشان وز جهان نیز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر