گنجور

شمارهٔ ۵۹۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مرا گونی بمیر از من چه تقصیر

ز چندان دلبری یک ناز کم گیر

خوشا خلونگه زلفت به دستم

خوش آید خلوت عشرت به زنجیر

سگم خواندی ز سگ باری چه آید

که از وی باد می آری به تحقیر

نصیحت کرد عقلم دل چه خوش گفت

بدان ای روستائی جای تذکیر

به هر تیری که خواهی دوخت چشمم

من اول چشم میدوزم بدان تیر

بمیرم با لب پر خنده فی الحال

چو شمع ار گوئیم در پیش من میر

اگر میرد کمال از عشق آن روی

به روح پاک او خوانید تکبیر



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید