گنجور

شمارهٔ ۵۷۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بیاید بر آن دیده بگریست زار

که محروم ماند ز دیدار یار

نه اشک است آن در یکدانه آه

که از گریه باز آیدم در کنار

نه آن برگ گل نیز کز نازکی

کشم دامنش چون صبا بو گذار

بر آن پای داریم سر تا که هست

همین است بس دولت پایدار

به خاک ار برم مهر ابروی دوست

بر آریده طاقیم پیشه مزار

محب گرچه جز جان غمگین نداشت

روان برده تحفه بر غمگسار

کمال این همه انتظار تو چیست

گرت هست جانی بیا و بیار



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید