گنجور

شمارهٔ ۵۶۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

با روی تو چیست جنت و هور

هر چیز نکو نماید از دور

ما را نظری که هست بر تست

خود حور و فرشته نیست منظور

لبهای تو کرد بر دلم سرد

اندیشه سلسبیل و کافور

چشم تو به خون ماست تشته

باشد همه وقت تشنه مخمور

بر غمزه منه گناه خونم

مأمور بود همیشه معذور

نزدیک تر که میدهم جان

از دیده مرو که می رود نور

ابیات کمال بیت نحل است

نوک قلمش چو نیش زنبور

هر کس که شفا ازین عسل یافت

هرگز نشود ز غصه رنجور

بر دیده نهند شاید این شعر

نظار گیان بیت معمور



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید