گنجور

 
کمال خجندی
 

ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند

چیدن چه خیالیست که دیدن نگذارند

صد شربت شیرین ز لبت خسته دلانرا

تزدیک لب آرند و چشیدن نگذارند

گفتم شنود مژده دشنام تو گوشم

آن نیز شنیدم که شنیدن نگذارند

زلف تو چه امکان کشیدن که رقیبان

سر در قدمت نیز کشیدن نگذارند

بخشای بر آن مرغ که خونش گه بسمل

بر خاک بریزند وطپیدن نگذارند

دل شد ز تو صد پاره و فریاد که این قوم

نعره زدن و جامه دریدن نگذارند

مگریز کمال از سر زلفش که درین دام

مرغی که در افتاد پریدن نگذارند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید
حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

میلاد در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۲ نوشته:

در بیت دوم اشتباها نزدیک ، تزدیک نوشته شده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرزاد در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۴ نوشته:

در مورد بیت سوم، در گلهای رنگارنگ شماره 518 خوانده شده، بجای واژه دشنام دیدار گفته می شود که نیاز به باز بینی دارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سیدابوالحسن کیا در ‫۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۱ نوشته:

توصیه میشود دوستان ابیتی از این شعر کمال خجند را باصدای دلنشین خانم روشنک در برنامه برگ سبز شماره 116 گوش کنند و لذت ببرند .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.