گنجور

شمارهٔ ۴۸۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر به سنگ سنمم عشق تو دندان شکند

دل ز لبهای تو دندان طمع بر نکند

آنچنان ساده رخی داری و لغزان که برو

گر نشیند مگسی افتد و پایش شکند

چون به قانون نظر وصل بتان ممکن نیست

بی تو دل صبر ضروری چه کند گر نکند

زاهد از گریه گره انداخت مصلی بر آب

عاشق روی تو سجاده در آتش فکند

کتم از مگس خال تو بس کر پس مرگ

عنکبوت آید و بر خاک مزارم بتند

عقل فرهاد برفت از لب شیرین ورنی

هیچ کسی جو به لب چشمه حیوان نکند

گر شود آگه از استادی آن غمزه کمال

پیش او ساحر بابل رضی الله بزند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.