گنجور

شمارهٔ ۴۶۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

عاشقان طالب و صاحب نظران در کارند

عاقلانه بیخبر و بیخبران هشیارند

خفته صبح ازل رفت پس پردہ خواب

تا شبانگاه ابه زنده دلان بیدارند

موسی از طور تجلی ار نی گفت و گذشت

همچنان اهل نظر منتظر دیدارند

ز آفتاب رخت آنها که نمودند طلوع

گاه مستغرق نورند و گهی در نارند

دود سودای تو در خاطر ما تنها نیست

که برین آتش ازین سوختگان بسیارند

حکم بر ظاهر پوشیده روان تا نکنی

که درین خرقه بسی صورت و معنی دارند

با خیال رخ زیبای تو اصحاب کمال

طوطیانند که از آینه در گفتارند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام