گنجور

شمارهٔ ۴۳۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

زان پیشتر که دیده جمال تو دیده بود

نقش تو در سراچه دل بر کشیده بود

از سایه پر مگس آزرده شد رخت

بهر شکر مگر سوی آن لب پریده بود

رخسار زرد عاشق آن رخ به زر خرید

او خود چو بندگان دگر زر خریده بود

یوسف بین و حسن مبین کارد در میان

آن تیغ غمزه بود که کفها بریده بود

باربد نیغ و تیر شب هجر بر سرم

دور از تو بین چها بسر من رسیده بود

گونی که بود عکس بناگوش بار و در

بر برگ گل که قطره باران چکیده بود

غارنگره معانی مجموعه کمال

دزدیده هرچه بافت سخن در جریده بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام