گنجور

شمارهٔ ۳۳۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

با سرود و آه و ناله میرود اشکم چو رود

در پیش مستان محبت این بود رود و سرود

عاشقان را در محافل ناله سازد سر بلند

مطربان را در مجالت آبرو باشد ز رود

با سرشکم دجله و جیحون دو بار آشناست

از دو رود دیده ما باد بر باران درود

تا چرا نبغ تا خودو زره گردد سپر

جنگها شد گاه ما را با زره گاهی بخود

شوق بالای تو خون از چشم ما بر خاک ریخت

هر کجا سیلی که آمد آمد از بالا فرود

گفتم از سیب سمرقندی به و نار خجند

با زنخدان و لب چون قند گفتا به نبود

گر نگیری چست و چابک سیب سبعینش کمال

پیش اهل عشق باشی کاهل زیر و فرود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام