گنجور

شمارهٔ ۲۸۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

هوس بار گر آزار دل افگار است

نخورد غم دل انگار که با آن یار است

شب وصلت سخن از صبر نگویم که کم است

فتنه شوق چه گویم به تو چون بسیار است

نکند عاشق تالانت ز غم روی تو خواب

عندلیب از هوس گل همه شب بیدار است

از توأم هر شرف و قدر که می باید هست

قیمتی نیست مرا پیش تو این مقدار است

روز وصل توأم از بهر نثار قدمت

کاش سر نیز در میبود چو چشمم چار است

گر چه دیدار تو صد بار شود دیده مرا

دیده را بار دگر آرزوی دیدار است

صوفیان مست شدند از سخنان تو کمال

که در انفاسی تو بوی سخن عطار است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید