گنجور

شمارهٔ ۲۷۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

هر که از درد تو محروم بود بیمار است

و آنکه داغ تو نه پر سیئة او افگار است

دلم از ناوک آن غمزه شکایت نکند

که بر این خسته حق نعمت او بسیار است

گله از بار غم و بار سنم نیست مرا

گر بود بار چدائی گله ها این بار است

بر سر کوی تو کمتر روم از بیم رقیب

که سگ خانه زبون گیر و گدا آزار است

پیش آن صورت مطبوع که دارد جانی

چه کنم صورت خورشید که بر دیوار است

صبر از آن لب نتوان کرد به دور رخ تو

زآنکه در موسم گل توبه ز می دشوار است

کار می دارد و معشوق کمال از همه دور

صوفی ما چه توان کرد که دور از کار است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید