گنجور

شمارهٔ ۲۶۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

من نخواهم ز کمند نو نجات

من نجی من کمد العشق فعات

آن خضر بین که چه بازی خوردوست

لب او دیده و خورد آب حیات

گر الف را حرکت نیست چراست

الف قد نو شیرین حرکات

به جناب شه ما گر برسید

فاقروا فیه رفیع الدرجات

تا دگر از تو برد شیرینی

کوزه آورده بدریوزه نبات

خوش نیامد بر ما آمدنت

تو شهی خوش نبود خانه مات

چون رسی کعبه آن کوی کمال

قدرالفقروقف با لعرفات



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید