گنجور

شمارهٔ ۲۶۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مطلع حسن جمال است آفتاب روی دوست

حسن مطلع بین که در مطلع حدیث روی دوست

آن خط از رحمت به خط سیر آمد آبتی

از زبان بیدلان تفسیر این آبت نکوست

ورد صبح و ذکر شامم وصف آن رویست و مو

این چه میمون صبح و شام و این چه زیا روی و موست

دل که چون گونیست در میدان عشق آشفته حال

گر بچوگان نسبت زلفت کند بیهوده گوست

سر بلندی بین که باز از دولت رندی مرا

بر سر دوشی که دی سجاده بود امشب سبوست

بی لبت گر شد لبالب ساغر از اشکم رواست

اولین چیزی که رفت اندر سر می آبروست

هر حریفی بیخود از می وز لب ساقی کمال

اهل مجلس سر بسر مست می و او مست دوست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید