گنجور

شمارهٔ ۱۹۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

عاشقم بر تو ز عاشق کشتنت

دوست کئی تا دوست تر دارم منت

سر طلب از من که آرم در نظر

بر سر آن هم در چشم روشنت

گر دهی خون شکاری غمزه را

من شکار غمزة صید افکنت

ماه دزدی می کند خویی ز تو

زآن در آبد هر شبی از روزنت

دیده ای داریم بر روی نو پاک

باکتر از دید ما دامنت

آستین گر ساعدت پوشد ز ما

خون ما در گردن پیراهنت

میرود زلف تو در خون کمال

خون ناحق میکند در گردنت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید