گنجور

شمارهٔ ۱۸۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

سری که پیش تو بر آستان خدمت نیست

سربست آن که سزاوار تاج عزت نیست

به جد و جهد یر کجا شود وصلت

که قرب پادشهان جز به سی دولت نیست

ز قامت نو به طوبی کشد دل زاهد

کسی که عشق ندارد بلند همت نیست

کدام کشته عشق است از تو رفته به خاک

که جان غرقه به خونش غریق رحمت نیست

به چشم اهل نظر کم بود ز پروانه

دلی که سوخته آتش محبت نیست

از اشک ناشد. رنگین مناز با رخ زرد

زری که سرخ نباشد چنان به قیمت نیست

کمال مطالب دردی به غصه شاکر باش

که جز به شکر کسی را مزید نعمت نیست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید