گنجور

شمارهٔ ۱۲۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

چشم ز خیال تو پر از نور تجلیست

چشمی که چنین است به دیدار تو اولیست

صورنگر از آن صورت و معنی چو خبر داشت

انگیختن صورت چینش به چه معنیست

بر طرف چمن سور به صد شرم بر آید

از سایة قد تو که همسایه طوبیست

زآن طاق دو ابرو که بخوبی شده طاقند

کریست در آن طاق که منسوب به کسریست

خونی که به جو میرود از دبدة مجنون

سیلی است که راه گذرش بر در لیست

زآن زلف به دردم شده رنجور چو ایوب

از لب شکری ده که شفاخانه عیسی ست

هر خوب که در چشم کمال آبد و محبوب

را گوید به از آنی نو و فکری به ازین نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام