گنجور

شمارهٔ ۱۰۰۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

چو تو دشمن از دوست نشناختی

مرا سوختی و به او ساختی

پرداختم از دو عالم به تو

تو یک لحظه با من نپرداختی

چه شکر از لب چون شکرگویمت

که چون نی بوسیم ننواختی

ز پا تا سرم رشته جان بسوخت

چو شمعم ز سر از چه بگداختی

بشاهی نشستی بملک درون

علمی ز آتش دل برافراختی

راه و رسم من بود صبر و قرار

تو آن رسم ها را برانداختی

نظر باختی با رخ او کمال

دو عالم ببر چون نکو باختی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید