گنجور

 
خیالی بخارایی

اگر دیده در مهر و مه ناظر است

غرض چیست او را از این، ظاهر است

از آن دم که از چشم من غایبی

حضوری ندارم خدا حاضر است

سرِ کوی شوقت عجب کعبه‌ای‌ست

که در وی دعا زاری زایر است

تو ای تنگ شکّر به طوطیّ جان

چه گفتی که از تو بسی شاکر است

چه محتاج قتل خیالی به تیغ

به یک غمزه خود کار او آخر است

 
 
نسکبان اندروید
عیوقی

برآمد برین کار یک سال راست

نگر حکم ایزد که چون بود راست

اسدی توسی

تو می ده مگو کاین چسان و آن چراست

مبر مهر بر بیش و کم کژ و راست

مشاهدهٔ ۱۲ مورد هم آهنگ دیگر از اسدی توسی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه