گنجور

رباعی شمارهٔ ۲۱

 
خیام
خیام » رباعیات
 

تا چند زنم بروی دریاها خشت

بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود

که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمید نوشته:

کاشی ها رنگ برنگ جفت همند
بی تکلف همه دل تنگ همند
هر کدام نعره کشان دم بزنند
هر کدام نقش مکمل به نقش دگرند
هر انسانی خودش بهشت و جهنم برای خودش درست میکنه. تصور کن ادمی رو که بد نبینه بدی نکنه وتمام وجودش شور و عشقه .عاشق وجود خودش و دیگران و از سر تا به پا امید به زندگی؟ اگه به جای خود خواهی عاشق خودمون باشیم همیشه تو بهشتیم .چه فرقی میکنه چی مال کیه ما چی از اون میفهمیم؟ این مهمه

👆☹

داود نوشته:

سلام
بنده تحصیلات و مطالعلتم در زمینه شعر نیست. اما فکر میکنم بیت دوم به صورت زیر صحیح باشد:

خیام! که گفت دوزخی خواهد بود؟
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟

👆☹

هومن نوشته:

در آخر مصرع های یک و سه و چهار باید علامت سوال گذاشته شود.

👆☹

ATA نوشته:

خشت بر دریا زدن . کنایه از کار بیهوده کردن است

نیکخواهانم نصیحت می‌کنند
خشت بر دریا زدن بی‌حاصلست

👆☹

ATA نوشته:

که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت
افرادی چنان برای مردم از بهشت و جهنم میگویند که گویی همین الان از آنجا آمده اند و همه چیز را به چشم خود دیده اند.

👆☹

مریم نوشته:

به نظر میاد که وزن شعر مفعول مفاعلن مفاعیلن فاع است یعنی بحر هزج مثمن اخرب مقبوض ازل

👆☹

... نوشته:

چند زنی یعنی چیدن.
لذا چیدن آجر بر روی دریا کنایه از بیهوده کار کردنه.

👆☹

بهرام مشهور نوشته:

تا آنجایی که در کتابها خوانده و یادم هست ، صورت درست رباعی اینگونه است :
تا چند زنم بروی دریاها خشت

بیزار شدم ز بت‌پرستان و کنشت

خیام !که گفت دوزخی خواهد بود ؟

که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت

👆☹

Khayyamist نوشته:

در بیت اول خیام مظورش تنها بت پرستانی که چوب و سنگ می پرستند نیست، بلکه افرادی را می گوید که از خدا برای خود بت ساخته اند و با توصیفات و تصاویری که از خدا و بهشت و جهنم و… برای خود می سازند در واقع بر روی دریاها خشت می چینند.

👆☹

محمد نوشته:

خوانش بیت دوم ایراد دارد. همانطور که دوستان هم ذکر کرده اند خیام مورد خطاب قرار می دهد خودش را. ای خیام، چه کسی گفت که دوزخی وجود خواهد داشت؟

👆☹

ساکت نوشته:

آنچه به تردید ما در انتساب این رباعی به خیام دامن میزند مضامین سطحی به کار رفته در مصرعهای آن است که با هیچ یک از مختصات رباعیات اصیل خیام از جمله حیرت و پرسش از آغاز و انجام جهان یا شادی طلبی و اغتنام فرصت ارتباط ندارد و جز تضرع و زاری و سرزنش و تشبیه مسلمانان به بت پرست در بیت اول و انکار دوزخ و بهشت تنها به این دلیل که کسی به آنجا نرفته یا از آنجا بازنگشته است در بیت دوم، حرف و حکمت نو و عمیقی در این رباعی دیده نمیشود. ضمن این که کنشت در اصل محل عبادت یهودیان و نه بت پرستان است، هر چند که گاهی مترادف با دیر و صومعه نیز به کار برده شده است.

👆☹

جمشید نوشته:

تا چند زنم به روی دریاها خشت :
منظور کار بیهوده کردن است که با توجه به ادامه ی شعر مشخص می شود که شاعر از برخی کارهای باطل در تفکرات دینی انتقاد کرده است.
بیزار شدم ز بت پرستان کنشت:
در اینجا شاعر از ظاهر پرستان دینی - که با مطالعه ی سایر اشعار این شاعر ، به مخالفت ایشان با بزرگ منسبان ظاهر گرای ادیان می توان پی برد - بیزاری جسته است .
خیام که گفت دوزخی خواهد بود
در این مصرع جایگاه ” علامت گذاری دستوری” گذاری بسیار حائز اهمیت است :
۱- خیام که گفت دوزخی خواهد بود .
یعنی : خیام خودش را دوزخی می داند
۲- خیام ! که گفت دوزخی خواهد بود ؟
اگر ” که ” در این مصرع به ” چه کسی ” تعبیر شود ، گویی شاعر تفکرات خیام را قبول دارد و در مقام دفاع برآمده و کسانی را که خیام را دوزخی دانسته اند مورد عتاب قرار می دهد.
۳- خیام ! که گفت : دوزخی خواهد بود ؟
معنی می شود که شاعر از خیام می پرسد - پرسش و پاسخ درونی - چه کسی گفته است که دوزخی هم هست و وجود بهشت و دوزخ را - آنچنان که در مصرع آخر به صراحت می گوید - نفی می کند

👆☹

امیرالملک نوشته:

با ساکت در حاشیه‌ی این رباعی متفقم. هر یاوه‌گوی خرد اندیشه‌ و کج‌فهم بیچاره‌ای که بوده نمی‌دانم چه بهره‌ای از سر خصم خیام داشته و چه بسا ریاعیات دیگری هم در پوستین خیام انداخته. بگذریم.بت پرستی خشت بر دریا زدن نیست، خشت در لاهوت زدن است. خیام بت پرست است و نه بیزار از بت. بت پرست نه در کنشت است و بلکه در بتکده و خرابات است. خیامی که جام و بت و بربط را در مقابل بهشت داده. بت پرستی را خشت بر آب نداند. چه پوچی و وهمی ریزد از صورت بی‌معنای بیت دوم. اگر خیام صورت‌گر معنی است معنایی در پس این انکار بی غرض نیست. انکار دوزخ و بهشت به سبب بی شاهدی. خط کش که صورت دروغ است این رباعی نه صورت معنی.

👆☹

طاهری نوشته:

در تاریخ می بینیم که به بزرگان و آزاداندیش های ما معمولا انگ کافری زده اند و مردم نادان را علیه آنها تحریک نموده اند چه بسا خیام نیز از این آزارها به ستوه آمده باشد و نالیده باشد که:
-تا کی برای نادانها توجیه و دلیل بیاورم و کار بیهوده کنم(خشت زدن بر آب)
-از ریاکاران بیزار شدم چون ریشه دشمنی آنها حسادت است و بهتان می زنند و تکفیر میکنند( بت پرست کنشت کنایه از ریاکار زیرا در کنشت آتش مقدس است نه بت).
-کسانی مدعی هستند خیام کافر و جهنمی است. چه کسی از دوزخ یا بهشت آمده که این ادعا را ثابت کند؟

👆☹

گنجینهٔ گنجور