گنجور

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شکروی نوشته:

منظور از چهار و هفت, چهار عنصر و هفت سیاره است.

👆☹

حمیدرضا نوشته:

این مطلب را درباره‌ی این رباعی ببینید:
http://greek.blogfa.com/post-126.aspx

👆☹

علیرضا زرفام نوشته:

با سلام
این رباعی معروف حکیم در رباعیات شما نیست:
ابریق می مرا شکستی ربی
بر من در عیش را ببستی ربی
من می خورم و تو میکنی بدمستی
خاکم به دهان، مگر تو مستی ربی
ابریق=جام می

👆☹

بهروز نوشته:

آقای زرفام، این رباعی فکر کنم به غلط به خیام نسبت داده شده و اصلا با نوع تفکر و قالب شعریش جور نیست.

👆☹

میم الف نوشته:

ابریق مرا شکستی یه افسانه است که به خیام نسبت داده شده و برای این افسانه ها داستان های زیادی نقل شده که میتوتید در کتاب صادق هدایت بعضی از دلایل رو مشاهده کنید دوست عزیز

👆☹

حمیدرضا نوشته:

مشکل دیگری که باید حل بشود اینست که میگویند خیام به اقتضای سن، چندین بار افکارو عقایدش عوض شده.

در ابتدا لاابالی و شرابخوار و کافر و مرتد بوده و آخر عمر سعادت رفیق او
شده و راهی بسوی خدا پیدا کرده و شبی روی مهتابی مشغول باده گساری بوده،. ناگاه باد تندی وزیدن میگیرد و کوزة شراب روی زمین میافتد و میشکند.

خیام برآشفته به خدا می گوید:

ابریق مِی مرا شکستی ربی
برمن در عیش را به بستی ربی

من می خورم و تو میکنی بد مستی
خاکم بدهن مگر تو مستی ربی؟

خدا اورا غضب میکند، فورا صورت خیام سیاه میشود و خیام دوباره میگوید:

آن کس که گنه نکرده چون زیست؟ بگو
ناکرده گناه در جهان کیست؟ بگو

من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و توچیست؟ بگو

خدا هم اورا می بخشد و رویش درخشیدن میگیرد، و قلبش روشن میشود.

بعد میگوید:

»خدایا مرا بسوی خودت بخوان!«.

آنوقت مرغ روح از بدنش پرواز میکند!

این حکایت معجزه آسای مضحک بدتر از فحشهای نجم الدین رازی به مقام خیام توهین می کند، و افسانة بچگانه ئی است که از روی ناشی گری به هم بافته اند.

آیا میتوانیم بگوئیم گویندة آن چهارده رباعی محکم فلسفی که باهزارزخم زبان
و نیشخنده ای تمسخر آمیزش دنیا ومافی هایش را دست انداخته، در آخر عمر
اشک می ریزد و از همان خدائی که محکوم کرده به زبان لغات آخوندی استغاثه می طلبد؟

مقدمه بر رباعیات خیام
صادق هدایت به سال ۱۳۱۳

👆☹

مهدی نوشته:

به نظر می رسد منظور از چهار، چهار فصل باشد و منظور از هفت، هفته
و به طور کلی منظور از چهار و هفت، گذر فصل ها و هفته ها است، یا به عبارتی گذر زمان و عمر

👆☹

ساکت نوشته:

چهار و هفت در مصرع اول و دوم اشاره به چهار عنصر (آب، باد، خاک و آتش) و هفت سیاره (قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری و زحل) دارد که آنها را به ترتیب مادران چهارگانه (امهات اربعه) و پدران هفت گانه (آباء سبع) مینامند. این نامگذاری به این دلیل بوده است که از نظر قدما تمام موجودات از جماد و نبات و حیوان (موالید ثلاث) از همکاری و آمیزش این مادران چهارگانه با آن پدران هفتگانه متولد میشوند. بنابراین معنی بیت اول چنین است: ای آن که برآیند عناصر و اجرام زمینی و آسمانی هستی و پیوسته در تب و تاب آنها قرار داری (اکنون می بنوش). کاربرد کلمه می در رباعیات خیام به گونه‌ای است که میتوان آن را هم به معنی حقیقی و هم کنایه از هر کاری دانست که انجام آن سبب شادی و نشاط و کاستن از غم و اندوه میگردد، چرا که با نوشیدن می یا انجام کاری که در ما ایجاد شادی و نشاط کند، کشیدن بار سنگین وجود فانی انسان آسانتر خواهد شد. اما دلیل وجود فانی و تکرارناپذیر انسان همان ترکیب او از عناصر مادی و طبیعی است که با فرسایش آنها انسان نیز متلاشی و تجزیه میشود.

👆☹

حسین معتقدی فرد) نوشته:

بنده ازسالهای خیلی دور یادم هست که اساتیدمان این رباعی رامرثیه می دانستندکه شاعر دررثای یاروهمدم خودش سروده ومصراع سوم هم بدین شکل بوده”برخاک بریختی می ناب مرا” یعنی معشوق ودلبر من رااز من گرفتی ودرمصرع اول هم همین مصیبت راذکر میکند”ابریق می مراشکستی ربی” =برمن درعیش راببستی ربی” به نظراینگونه خیلی منطقی تر است .

👆☹

کرمانشاهی نوشته:

جهار و هفت در مصرع اول یعنی چهارعنصر و هفت فلک
اما در مصرع دوم آیا منظور هفت و چهار در بازی پاسور است. آیا در زمان خیام پاسوربازی وجود داشته است؟ یا این هفت و چهار در مصرع دوم مقصودش عددی مذهبی است و غیره ؟

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید