گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

اینجا نماز زنده‌دلان جز نیاز نیست

وآنرا که در نیاز نبینی نماز نیست

مشتاق را بقطع منازل چه حاجتست

کاین ره بپای اهل طریقت دراز نیست

رهبانت ار بدیر مغان راه می‌دهد

آنجا مقام کن که در کعبه باز نیست

گر زانکه راه سوختگان می‌زنی رواست

چیزی بگو بسوز که حاجت بساز نیست

بازار قتل ما که چو نیکو نظر کنی

صیاد صعوه جز نظر شاهباز نیست

دردیکشان جام فنا را ز بی نیاز

جز نیستی بهیچ عطائی نیاز نیست

محمود را رسد که زند کوس سلطنت

کز سلطنت مراد دلش جز ایاز نیست

عشق مجاز در ره معنی حقیقتست

عشق ار چه پیش اهل حقیقت مجاز نیست

آن یار نازنین اگرت تیغ می‌زند

خواجو متاب روی که حاجت بناز نیست

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

لیلا در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۱ نوشته:

این شعر رو استاد آواز آقای امامی در آلبوم بزم دور به زیبایی ادا کردن ، بینظیره

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.