گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست

بلکه آنست سلیمان که ز ملک آزادست

آنکه گویند که برآب نهادست جهان

مشنو ای خواجه که چون درنگری بر بادست

هر نفس مهر فلک بر دگری می‌افتد

چه توان کرد چون این سفله چنین افتادست

دل درین پیرزن عشوه گر دهر مبند

کاین عروسیست که در عقد بسی دامادست

یاد دار این سخن از من که پس از من گوئی

یاد باد آنکه مرا این سخن از وی یادست

آنکه شداد در ایوان ز زر افکندی خشت

خشت ایوان شه اکنون ز سر شدادست

خاک بغداد به مرگ خلفا می‌گرید

ورنه این شط روان چیست که در بغدادست

گر پر از لاله سیراب بود دامن کوه

مرو از راه که آن خون دل فرهادست

همچو نرگس بگشا چشم و ببین کاندر خاک

چند روی چو گل وقامت چون شمشادست

خیمهٔ انس مزن بردر این کهنه رباط

که اساسش همه بی موقع و بی بنیادست

حاصلی نیست به جز غم ز جهان خواجو را

شادی جان کسی کو ز جهان آزادست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید
حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عارف در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۲۵ نوشته:

iهزاران آفرین برجان خواجو-

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
.... در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۴ نوشته:

ایا وزن درست تشخیص داده شده؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سپیدار در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۴ نوشته:

وزن به نظرم...فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن درسته

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرهاد در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۴۵ نوشته:

اینکه گویند که بر آب نهاده است جهان . .
بن طر بهتر میآید از (آنکه گویند . . . . .)
مطلبی هست لطفا راهنمایی فرمایید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
... در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۲۰ نوشته:

در مورد بیت دوم غزل مطلبی هست که فکر کردم شاید ذکرش مفید باشه.
این مطلب مربوط به اعتقاد قدما در مورد جهان هستی میشه. عمدتاً در ادبیات ما این طور رایج هست که زمین رو بر شاخ گاو و گاو رو بر پشت ماهی و ماهی رو در آب متصور بودن. این موضوع در اساطیر غربی (مثل یونان) هم وجود داره. حتی علت زلزله رو هم در این میدونستن که زمین از یکی از شاخهای گاو به شاخ دیگه منتقل میشه.
البته باید ذکر کرد این اعتقاد وحی منزل نیست و گاهی دیده شده این عناصر تغییراتی داشتن. ولی عمدتاً به همین شکل وارد آثار ادبی شده.
مثال:
کرکس و شیر فلک طعمه خوران در مصاف / ماهی و گاو زمین لرزه کنان زیر بار (خاقانی)
چون زمین بر پشت گاو استاد راست / گاو بر ماهی و ماهی در هواست (عطار)
کوه برگیری به دریا درکشی / گاو و ماهی را به بالا برکشی (عطار) و ...
قابل ذکر هست که روایتی هم هست از امام صادق که زمین رو بر ماهی، ماهی رو در آب، آب رو بر صخره، صخره رو بر شاخ گاو، گاو رو بر خاک نمناک و خاک نمناک رو بر چیزی که دانشمندان از درک آن عاجز هستن معرفی کرده.
در بیت دوم خواجو میگه به اینکه میگن بنیاد زمین بر آب نهاده شده توجه نکن، چون بنیاد زمین بر باد است. منظورش هم فکر می کنم واضحه. به بی اعتباری و عدم ثبات وضعیت هستی اشاره می کنه، همون مفهومی که در کل غزل مورد نظر شاعر هست.
عذر میخوام پرحرفی کردم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
گمنام-۱ در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۴۸ نوشته:

بر خوان نوروز در کنار سبزه و سنبل و...هم چنین آیینه ای می نهادند و بر روی آن تخم مرغی ،
می گفتند در لحظه تحویل سال ، زمانی که گاو
( گاو نخستین؟؟) خسته ، زمین را ازین شاخ به آن شاخ جابجا می کند ، مرغانه بر آیینه خواهد لغزید
و شگفتا می لغزید !! یا ما چنین میدیدیم.
و بر من ببخشایید ار ازین شاخ بدان شاخ پریدم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۵ نوشته:

بسیار خوشحالم که توضیح بند دوم شعر را خواندم "آنکه گویند که بر آب .‌‌.."
راستش تا کنون اینگونه برداشتی ژرف از سخن خواجو نداشتم.
عجب آدمهای با سوادی داریم، قدری حالت افتخار به من دست داد که پارسی زبانم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۳۸ نوشته:

آقای شمس الحق که خود را صاحب کرسی تدریس ادبیات پارسی در برخی دانشگاه های خارج هم می دانید لطفا مشخص کنید کجا حافظ چنین سخنی فرموده است که:
استاد سخن سعدیست نزد همه کس اما
دارد غزل حافظ طرز سخن خواجو
مشخص است مقامات ادبی شما را از همین جا می توان دریافت
اما بعد کلمه غول بار منفی زیادی دارد و لقب غول به خداوندگاران ادب پارس نشان از ...
بگذریم
شما که خدا را شکر ضاحب مقامات عالیه در ادبیات پارس هستید و سخن از هرجا که بشود صاحب نظرید و سفر کرده و بلکه واصل شده به آنجایید می توانستید از واژه هایی چون قله های شعر فارسی، خداوندگاران شعر فارسی یا ... استفاده کنید
تا مرد سخن نگته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
ایام عزت دوستان مستدام

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا س در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۵ نوشته:

حافظ در غزل با مطلع: بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است/ بیار باده که بنیاد عمر بر باد است به استقبال این غزل خواجو رفته که در قسمت استقبالهای حافظ از خواجو در سایت نیومده. بیت: دل درین پیرزن عشوه گر دهر مبند/ کاین عروسیست که در عقد بسی دامادست رو حافظ به این شکل در همان غزل آورده: مجو درستی عهد از جهان سست نهاد/ که این عجوز عروس هزار دامادست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمود عبادی در ‫۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۲ نوشته:

من این غزل خواجو را از جهت فخامت زبان کمتر از غزل حافظ نمیدانم آنجا که میفرماید" بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است و.......

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمود عبادی در ‫۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۲ نوشته:

در مصاع :
خاک بغداد زخون خلفا میگرید
به بینیذ حرف خچند بار تکرار شده است . پس فقط خواجه نیست که استاد واج آوائی است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباس یاراحمدی در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۶ نوشته:

واقعا شعر زیبا و پر مفهومی است
هزار آفرین بر این طبع بلند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهیار در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۸ نوشته:

درود بر شعر پژوهان
وام گیری شاعران ار پیشینیان و معاصران پدیده ی آشکاری است اما در مورد حافظ سخن به گونه ای دیگر است. حافظ برای بروز شدت امانتداری می گوید
از
گفته ی کمال دلیلی بیاورم ....
که منظور کمال الدین اسماعیل اصفهانی از بنیانگذاران سبک شعر عراقی ست اما
انبوه استفاده اش از سعدی را
چه در باب وزن اشعار
چه برداشتن و به کاربردن در مطلع شعر
چه در متن
سکوتی عجیب را در پیش گرفته است.
دیدن کتاب بدعت ها و بدایع نیمایوشیج از مهدی اخوان ثالث هم با ارش است
بویژه در باب استفاده ی عجیب حافظ از اشعار ناصرالدین بخارایی
تا جایی که بیتی که بر مزار خواجه حافظ نوشته شده از ناصر بخارایی است فقط با تغییر قافبه ، از آن حافظ شده است.
درود بر همه شان.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.