چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
معاشران صبوحی هوای جام کنند
بیک کرشمه مکافات شیخ و شاب دهند
بنیم جرعه مراعات خاص و عام کنند
مرا بحلقه ی رندان درآورید مگر
بیک دو جام دگر کار من تمام کنند
خوشا بوقت سحر شاهدان عربده جوی
شراب بر کف و آغاز انتقام کنند
اگر نماند بمیخانه باده ی صافی
بگوی کز لب میگون دوست وام کنند
برآید از دل تنگم نوای نغمه ی زیر
چو بلبلان سحر خوان هوای بام کنند
بیا که پیش رخت ذره وار سجده کنم
چو آفتاب برآید مغان قیام کنند
مرا ز مصطبه بیرون فکند پیر مغان
که کنج میکده صاحبدلان مقام کنند
چو بیتو خون دلست اینک می خورد خواجو
چراش باده گساران شراب نام کنند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف فضایی پر شور و حال در بامداد میپردازد که در آن مطربان با نغمههای سحرگاهی، شادمانی را به جمع میآورند و دوستان برای نوشیدن شراب آماده میشوند. او از زیباییهای میخانه و رندانش سخن میگوید و آرزو دارد که به حلقهای از رندان بپیوندد و با جرعهای از شراب، دل تنگش را تسکین دهد. در این فضا، او میخواهد با سجدهای، محبت و زیبایی محبوبش را ارج نهد، ولی همزمان اشاره به درد و رنجی دارد که در دلش وجود دارد. در نهایت، شاعر نسبت به وضعیت خود در میکده و محرومیتش از باده گساری، اظهار نارضایتی میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که نوازندگان در سحرگاه آهنگهای شاد و گیرایی مینوازند، دوستان نیز به خوشگذرانی و نوشیدن جامهای شراب تمایل پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: با یک اشاره محبوب، پاداشی به شیخ و جوانان میدهند و در عوض، هر کس درباره من به خوبی و به نیکی صحبت میکند.
هوش مصنوعی: من را به جمع رندان و خوشگذران وارد کنید، شاید با فقط یک یا دو جام دیگر، کار من تمام شود.
هوش مصنوعی: خوشا به هنگام صبح، افرادی که به دنبال لذت و نوشیدن شراب هستند، با جامهایی پر از شراب به کار انتقام میپردازند.
هوش مصنوعی: اگر دیگر در میخانه شراب صاف و تمیزی باقی نماند، بگو که از لبان شیرین دوست برمیدارند.
هوش مصنوعی: از دل ناراحت و تنگم صدایی شبیه آواز بلبلها در صبح سحر بلند میشود، مانند اینکه هوای بالای بام را آواز میخواند.
هوش مصنوعی: بیایید به حضور شما گرمایی از عشق و احترام بگذارم، مانند آفتابی که برمیخیزد و مغان به احترام آن برمیخیزند.
هوش مصنوعی: پیر مغان مرا از مکان خود بیرون کرد، اما در گوشه میکده، دلباختگان جایگاه خود را میسازند.
هوش مصنوعی: اینجا میگوید که وقتی دل انسان پر از غم و درد است، چرا باید شراب را با نامی دلنشین و زیبا مانند "شراب" صدا بزنند، در حالی که در واقع نوشیدنیای است که ممکن است دردها و احساسات تلخ را در خود داشته باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر تو برشکنی دوستان سلام کنند
که جور قاعده باشد که بر غلام کنند
هزار زخم پیاپی گر اتفاق افتد
ز دست دوست نشاید که انتقام کنند
به تیغ اگر بزنی بیدریغ و برگردی
[...]
مغان به پیش بتی گر شبی سلام کنند
به پیش خویش همه هندوان غلام کنند
ولی تو بت چو درآئی بسومنات از ناز
بتان بسجده در آینده و احترام کنند
برایضی چو بتان طره دو تا تابند
[...]
دمی که باده عشترت بتان به جام کنند
به نزد دردکشان ترک ننک و نام کنند
مدام خنده بدان می کشان زند ساغر
که نان پخته خود را ز گریه خام کنند
شود چو دست تظلم دراز باز بر او
[...]
دلم به حال تو ای دوستدار ایران سوخت
که چون تو شیر نری را در این کُنام کنند
تمام خلق خراسان به حیرتند اندر
که این مقاتلهٔ با تو را چه نام کنند
به چشم مردم این مملکت نباشد آب
[...]
کسان که شور به ترک سلاح عام کنند
خدنگ غمزهٔ خونریز را چه نام کنند؟
مسلمست که جنگ از جهان نخواهد رفت
ز روی وهم گروهی خیال خام کنند
گمان مبر که برای نمونه مدعیان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.