باز می بینم به عالم طرفه جشنی بی نظیر
باز می بینم همی اسباب عشرت دلپذیر
عیش و عشرت را مهیا هر که از خرد و بزرگ
وجد و شادی را مصمم هر که از برنا و پیر
عالمی دمساز عشرت از رعیت تا سپاه
کشوری انباز بهجت، از توانگر تا فقیر
انجمن از زلف خوبان غیرت شام سیاه
مشکو از چهر نکویان مطلع مهر منیر
بذله خوان هر گوشه قومی از جوان و از کهن
کف زنان هر جا گروهی از صغیر و از کبیر
بانگ های و هویشان بگذشته از کاخ سپهر
صوت خندا خندشان بر رفته از چرخ منیر
بوم و برزن از خط و خال رخ خوبان شهر
پر بخور عنبر و بوی گل و دود عبیر
صوفی از می در سماع و زاهد از صهبا به رقص
آن ز عشرت ناصبور و این ز شادی ناگزیر
دلبر از عاشق به وجد و عاشق از دلبر به عیش
آن پیاپی کام بخش و این دمادم کامگیر
گلعذاران هر طرف از خم به خم زنجیر زلف،
کرده در مشکین سلاسل عشقبازان را اسیر
زهره در رقص اندر آمد در زوایای فلک
بسکه از سارنگ و چنگ افغان برآمد بم و زیر
از غو شیپور و خنگ شندف و غوغای کوس
وز غریو توپ و آوای دف و بانگ نفیر
شادی این جشن را کروبیان آسمان
بال و پر بگشوده تا آیند از بالا به زیر
اوفتاده در تزلزل پیکر خاک نژند
آمده اندر توهم خاطر گردون پیر
از دل خمپاره خیزد بسکه دود قیرگون
سقف گردون تیره گردد چون خم اندوه قیر
در کدوی چرخ پیچید ناله ها زنبوروار
بسکه از زنبورها بر آسمان خیزد زفیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف جشنی بزرگ و شگفتانگیز میپردازد که در آن افراد از هر قشر و سن و سال به شادی و خوشی مشغول هستند. شاعر از عشق و خوشیهای زناشویی و اجتماعی صحبت میکند و صحنههایی از رقص و شادی را به تصویر میکشد. فضای جشن پر از صدای خوشحالی و شور و شوق مردم است و هر کس به نوعی از این خوشی بهرهمند میشود. همچنین، موجودات آسمانی (کروبیان) نیز به شادی جشن میپیوندند. اما در عین حال، اشارهای نیز به مشکلات و نگرانیهای دنیوی وجود دارد که با دودی قیرگون و حس اندوه همراه است. در نهایت، شعر تقابل شادی و غم را به زیبایی نمایش میدهد.
هوش مصنوعی: نزدیک میشوم به لباسی زیبا و جشنی فرخنده و بینظیر که همه چیز برای شادی و خوشحالی فراهم شده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که با خرد و بزرگی به شادی و خوشگذارانی میپردازد، آماده است. همچنین هر کسی که از جوانی و پیری در پی وجد و خوشحالی است، مصمم و ارادهمند است.
هوش مصنوعی: در این دنیا، همه مردم از فقیر و غنی تا سرباز و رعیت، در شادی و لذتهای زندگی شریک هستند و همگی در این خوشیها با یکدیگر همدلی دارند.
هوش مصنوعی: مجمعی از زلفهای زیبا، احساس حسادت را به وجود میآورد و چهرههای نیکو نور و روشنی را به ارمغان میآورند.
هوش مصنوعی: در هر گوشهای، مردم از جوانان و پیران با نشاط و شاداب به وجد آمده و در حال شادی و پایکوبی هستند، بهگونهای که گروهی از کوچکترها و بزرگترها در کنار هم به خوشحالی مشغولند.
هوش مصنوعی: آوازهای شاد و غمگینی که از بیخ و بن کاخ آسمان میپیچد، صدای خوش آنها از گردونهی نور و روشنایی بلند شده است.
هوش مصنوعی: محله و کوچهها به خاطر زیبایی چهرهی معشوقان شهر پر شده از بوی عطر خوش و عطر گل و بوی خوش بخور.
هوش مصنوعی: صوفی از شراب در حال خوشحالی و رقص است و زاهد نیز از نوشیدنی دیگر به همین حالت در آمده. یکی به خاطر لذت و شادی و دیگری به خاطر شادی اجتنابناپذیر، هر دو در حال شادی و سرخوشی هستند.
هوش مصنوعی: عاشق از وجود معشوق شاد و سرمست است و معشوق نیز از عشق و محبت عاشق دلشاد میشود. این روند مداوم خوشی و لذت بین آنها در جریان است.
هوش مصنوعی: در اینجا، زیبایی و لطافت موهای گلی مانند جوانان عاشق به تصویر کشیده شده است. زنجیرهای زلف آنها مانند زنجیرهایی مشکی، عاشقان را در دام عشق گرفتار کرده است. این توصیف نشاندهندهی جذابیت و قدرت عشق است که همه را مجذوب خود میکند.
هوش مصنوعی: زهره به شادی و رقص وارد آسمان شد، چنان که صدای ساز و چنگ افغان از هر سو بلند است و او را به جنب و جوش وامیدارد.
هوش مصنوعی: صدای شیپور و نواهای مختلف مانند صدای کوس، غرش توپ، صدای دف و بانگ نفیر به صورت شلوغ و پر هرج و مرج به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: در این جشن سرور و شادی، فرشتگان آسمان بالهاي خود را گشودهاند تا از آسمان به زمین بیایند و شرکت کنند.
هوش مصنوعی: آدمی که درگیر تزلزل و بیثباتی است، با وجود اینکه جسمش از خاک است، در ذهنش احساسات و افکار پرمشغلهای مانند تفکرات مربوط به زمان و سرنوشت دارد.
هوش مصنوعی: از دل انفجار خمپاره، به قدری دودی غلیظ و تاریک بلند میشود که سقف آسمان مانند خم ضخیم و سیاه قیر، تیره وOpaque میشود.
هوش مصنوعی: در دل کدو صداهایی شبیه ناله به گوش میرسد، مانند زنبورهایی که به آسمان پرواز میکنند و از نسیم وزیدن خبر میدهند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا سپاه گل هزیمت شد ز خیل ماه تیر
از ترنج افروخت بستان چون سپهر از ماه تیر
با منقط سیب گوئی نار کفته کرده جنگ
این بخست آنرا بتیغ و آن بخست اینرابتیر
کان بتن بر کفته دارد زخمها از تیغ مهر
[...]
مهرگان مهربان باز آمد و عصر عصیر
کنج باغ و بوستان را کرد غارت ماه تیر
بدره بدره زریابی زیر پای هر درخت
توده توده سیم بینی در کنار هر غدیر
از فراق نوبهاران در دل نارست نار
[...]
پیر شد طبع جهان از گردش گردون پیر
تیر زد بر خیل گرما لشکر سرمای تیر
تا هوا سنجاب پوشید و حواصل کوهسار
گلبن از دیبا برهنه است و گلستان از حریر
حُلّه بافان را برون کردند گویی از چمن
[...]
ای سنایی جهد کن تا پیش سلطان ضمیر
از گریبان تاج سازی وز بن دامن سریر
تا بدین تاج و سریر از بهر مهرویان غیب
هر زمانی نوعروسی عقد بندی بر ضمیر
با چنین تاج و سریر از بهر دارالمُلکِ سِرّ
[...]
ای مجیر دین ایزد ، کایزدت بادا مجیر
در معالی بی عدیلی ، در مکارم بی نظیر
داعی اعمال را کف جواد تو مجیب
خایف ایام را سعی جمیل تو مجیر
بدسگالان را خلاف امر تو بئس القرین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.