گنجور

شمارهٔ ۳۴۱ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

پیشوای علما خسرو دانشمندان

ای که بر اهل معانی بسزا پادشهی

لشکر فقر شود منهزم از ساحت دهر

چون کند خیل سخا از سر کلکت سیهی

آتشین شعله برآید به سر آب حیات

هردم از غیرت خاکی که برو پای نهی

هفت گردون را در حلقۀ درست دیدم

جای بر گردن هم کرده ز بی جایگهی

قصّۀ غصّۀ بی آبی من اصغا کن

مگرم روی دهد از کرمت روز بهی

اندرین شدّت گرما که بینداخت سپر

تیغ سبزه ز که از کوکبۀ تیر مهی

آب نایاب چنان شد که همی بر لب جوی

دستها جز به تیّمم نکشد سر و سهی

دایۀ ابر چو شیرش ندهد، طفل نبات

چه کند گر نکند گونۀ رخسار گهی؟

همه اقسام بدی تعبیه در بی آبیست

سبب اینست که آبی را خوانند بهی

زابر کفّار تو در یوزة آبست مرا

به کم از آب خود از دست رهی کی برهی؟

گر چه در خدمت جاه تو مرا آبی نیست

دارم آن چشم که آب آرد با روی رهی

بادم لطف تو هر لحظه امیدم گوید

رایگان از کف من گر همه بادی نجهی

کشتکی دارم چون کشتی ارباب هنر

مانده بر خشک و بدو روی نهاده تبهی

کآب خواهم ز تو خواهم که چو بحری پر دل

نه از اینها که چو چاهند همه چشم تهی

کشت من تشنه و من گرسنه ترسم فردا

ندهد نانم ار امروز تو ابش ندهی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام