گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

آدمی را چهار حالت هست

در دو گیتی ز باقی و فانی

هر یکی با هزار گونه بلا

خواه پیدا و خواه پنهانی

من بتفصیل شرحشان بدهم

که تو انکار کرد نتوانی

زندگی، مرگ، گورو رستاخیز

زین برون نیست گر مسلمانی

محنت زندگی همی بینی

ناخوشی های مرگ می دانی

وحشت گور و هول رستاخیز

در کتب خوانده یی و می خوانی

آخر این آدمیّ بیچاره

کی کند شادی و تن آسایی؟

حاصل کار او چو در نگری

هست جمله غم و پشیمانی

نیست در اعتقاد دانایان

هیچ نعمت و رای نادانی

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.