گنجور

شمارهٔ ۲۴ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

صدر احرار شهای الدّین ، ای گاه سخا

کان ودریا شده از دست کفت چون کف دست

دشمن از غصّۀ جاه تو چو غنچه دلتنگ

طمع از جام عطای تو چو نرگس سر مست

شرف خانة جوزا که به رفعت مثلست

گشته در جنب سرا پردۀ اقبال تو بست

همة اندیشة غمها ز دل او برخاست

در همه عمر خود آن کس که دمی با تو نشست

به سیه کاری از خدمت تو دورم کرد

که سیه بادا روی فلک سفله پرست

تا در هجر تو بر من بگشادست قضا

در شادی و طرب چرخ برویم در بست

مدّتی رفت که از من کرمت یاد نکرد

والحق ازغصّۀ آن جان ز تن من بگسست

نرسم من به تو وز تو نرسد نامه به من

این چنین حادثه را هم سببی دانم هست

شقّۀ کاغذ دانم ز منت نیست دریغ

زانکه در حقّ منت هست کرمها پیوست

یا زبان قلمت چون ره من بسته شدست

یا نه چون پای رهی دست دبیرت بشکست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام