گنجور

شمارهٔ ۵۸

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

ز رویت دسته گل می توان کرد

ز زلفت شاخ سنبل می توان کرد

ز قدّ چفتۀ من در ره عشق

بر آب دیده ام پل می توان کرد

ز نوک غمزۀ تو بی محابا

سزا در دامن گل می توان کرد

ز اشک و چهره در عشقت همه سال

بسیم و زر تجمّل می توان کرد

نمی شاید سپردن دل بزلفت

نه نیز از وی تغافل می توان کرد

نه چون غنچه دهن در می توان بست

نه افغان همچو بلبل می توان کرد

بزلف کو برو آهسته بنشین

همه روز این تطاول می توان کرد

دلم بر دست و سر می پیچد از من

چه گویی این تحمّل می توان کرد

بدشنامی دلم را شاد می دار

که باری این تفضّل می توان کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام