گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

چه باشد گر ز من یادت نیاید

که از دوری فراموشی فزاید

ز چشمت چشم پرسش هم ندارد

که از بیمار پرسش خود نیاسد

مکن، بر جان من بخشایش کن

بگو آخر که آن مسکین نشاید

سلامی از تو مرسومست ما را

پس از سالی مرا مرسوم باید

چرا بربستی از من راه پرسش؟

مگر کاری ترا زین می گشاید؟

بجان تو که اندر آرزویت

مرا یک روز الی می نماید

بشب می آورم روزی بحیلت

که شب آبستنست تا خود چه زاید

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

یوسف در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۰۷ نوشته:

در مصرع دوم بیت دوم نیاسد احتمالاً نادرست باشد چون با قافیه بقیه مصرعها هماهنگ نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عین. ح در ‫۶ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۰ نوشته:

بیت دوم: «نیاسد» باید «نباید» باشد
بیت سوم «بخشایش» باید «بخشایشی» باشد
بیت ششم «الی» باید «سالی» باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.