گنجور

شمارهٔ ۲۱

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

ماه رویا ز غمت یک دم نیست

که چو زلف تو دلم در هم نیست

زلف و بالای تو تا هم پشتند

پشت و بالای کسی بی خم نیست

غم تو می خورم و شادم از آنک

هر کرا هست غم تو غم نیست

دست در دامن زلف تو که زد؟

که دل او چو رخت خرّم نیست

به قلم شرح غمت ندهم از آنک

دو زبانست قلم محرم نیست

ماجراهای درازست مرا

با که گویم چو کسم همدم نیست

همدم من ز جهان صبح و صباست

بجزین همدمم از عالم نیست

راز با صبح نشاید گفتن

که ورا بند زبان محکم نیست

با صبا نیز مگویم که صبا

هست هر جایی و محرم هم نیست

بروم هم بخیالت گویم

که از او محرم تر دانم کیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام