گنجور

شمارهٔ ۱۳۳

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

کجایی ای بدو لب آب زندگانی من ؟

کجایی ای غم تو اصل شادمانی من؟

ببوی وصل توام زنده، وز غمت مرده

اگر چه فارغی از مرگ و زندگانی من

بپرس حال دل من بشرح از غم خویش

که آگهست خود از حال سوزیانی من

چنان که بر دل من هست سر گرانی تو

مباد در پی حسن تو دل گرانی من

غریب شهر توام، رحمتی بکن آخر

مکن جفا و ببخشای بر جوانی من

بشهر خویش مرا پاسبان بدند کسان

کنون همه ز پی تست پاسبانی من

بدین صفت که منم از زمانه سر گشته

نبود در خورم این عشق ناگهانی من

ز آب چشم برنج اندرم که هر لحظه

بخلق بر شمرد محنت نهانی من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام