گنجور

شمارهٔ ۱۰۸

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

زان شب که با تو دست در آغوش کرده ام

یکباره ترک صبر و دل و هوش کرده ام

هرچ آن نه عشق تست ببازی دانة گهر

هرچ آن نه یادتست فراموش کرده ام

در چشم من شدست یکی دانة گهر

هر نکته یی که از دهنت گوش کرده ام

خالی شده دماغ من از مستی و خمار

زان باده ها که از لب تو نوش کرده ام

بر چرخ می رسید خروش دل از فراق

او را بوعده های تو خاموش کرده ام

از چشم نیم خواب تو امروز روشنست

آن ناله ها که من ز غمت دوش کرده ام

دستم که زیر سنگ فراقست هر شبی

تا روز با غم تو در آغوش کرده ام

پرسیدم از دلم که چرا دوری از برم؟

گفتا که خوفرا رخ نیکوش کرده ام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدفر نوشته:

در بیت دوم به جای «دانة کهر» باید «گرفته‌ام» باشد
در بیت سوم هم «دانة گهر» باید به «دانهٔ کهر» تبدیل شود.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.