دل را اسیر خط بناگوش کرده ام
این خانه را چو کعبه سیه پوش کرده ام
هر جا روم به سوی توام هوش می برد
عمریست راه خانه فراموش کرده ام
ایمن کنم ز خیره نگاهان رخ تو را
آئینه را گرفته نمدپوش کرده ام
مژگان من چو سنبل تر سبز گشته است
زلف تو شب به خواب در آغوش کرده ام
مأوای من که تنگ تر از روی ناخن است
همچون نگین گرفته و خاموش کرده ام
برتر بتم رسیده مرا نام برده یی
سر در کفن کشیده ام و گوش کرده ام
ای سیدا به بحر گهر داده ام عوض
هر قطره یی که همچو صدف نوش کرده ام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توسل به معشوق و عشق عمیقش اشاره میکند. دلش را به خاطر معشوق اسیر کرده و محیط اطرافش را به نمادی از عشق تبدیل کرده است. او نشان میدهد که زندگیاش تنها در مسیر عشق به معشوق میگذرد و به همین خاطر، یادخانهاش را فراموش کرده است. شاعر سعی دارد از نگاههای خیره دیگران از معشوقش محافظت کند و زیبایی او را با زیبایی خود مقایسه میکند. همچنین به وصف حال خود و عشقش به معشوق میپردازد و بیان میکند که در این عشق، جان و مال خود را فدای او کرده و ارزشهای معنوی را بالاتر از مادیات میداند.
هوش مصنوعی: دل خود را به زیبایی خطی که در گوشه سرم وجود دارد سپردهام و این مکان را مانند خانه کعبه با سیاهی پوشاندهام.
هوش مصنوعی: هر جا که بروم، به یاد تو هستم و فکر من را مشغول کردهای، سالهاست که راه خانهام را فراموش کردهام.
هوش مصنوعی: برای محافظت از چهره زیبایت در برابر دیدگان حسودان، من آینه را گرفته و بر رویش پوششی گذاشتهام.
هوش مصنوعی: مژگان زیبای من مانند سنبل تازه و سبز شده است و من در خواب، شب را در آغوش چهره تو سپری کردهام.
هوش مصنوعی: جایگاه من به اندازهای کوچک و تنگ است که چیزی شبیه به نگینی بیصدا در آن قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: من به مقام و مرتبهای رسیدهام که نامم را گفتهاند و به گونهای در حالت خاموشی و جدیت قرار گرفتهام.
هوش مصنوعی: ای آقا، من تمام سرمایهام را در دریای گوهری به تو دادهام، به ازای هر قطرهای که مانند صدف از دریا نوشیدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زان شب که با تو دست در آغوش کرده ام
یکباره ترک صبر و دل و هوش کرده ام
هرچ آن نه عشق تست ببازی گرفته ام
هرچ آن نه یادتست فراموش کرده ام
در چشم من شدست یکی دانة گهر
[...]
شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام
خوش عشرتی ست این که شب دوش کرده ام
خون شد حرام شرع، ولی من چو عاشقم
بر من حلال باد که خوش نوش کرده ام
گر سرو و لاله ای بر برم نیست، این بس است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.