گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

تا دل اندر مهر دلبر بسته ام

در بروی خوشدلی در بسته ام

خوشدلم در عشق آن شیرین پسر

زانکه دل در تنگ شکر بسته ام

گر چه هستم چون کمر در بند او

طرفها بنگر کزو بر بسته ام

تا شدستم فتنه بر گلگون رخش

عافیت را رخت بر خر بسته ام

با دو چشمش کرد عبهر همسری

خواب از آن بر چشم عبهر بسته ام

تا بچشم او مگر باشم عزیز

نقش روی خویش از زر بسته ام

چون صراحی هر دمش خدمت کنم

زان کمر پیشش چو ساغر بسته ام

با لعب لعلش بسی کوشیده ام

تا بجانی بوسه یی سر بسته ام

گفتمش آن قامت و رخسار چیست؟

گفت: مه را بر صنوبر بسته ام

گر ز عشقش جان برم خونم بریز

وین گرو صد بار دیگر بسته ام

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.