گنجور

شمارهٔ ۱۰

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

ندانم غنچه را بلبل چه گفتست

که بس خونین دل و چهره کشفتست

مگر رازی که او را با صبا بود

یکایک فاش در رویش بگفتست

تو گویی آتش افتادست در خار

ز بس گلها که از گلبن شکفتست

بجز در حلقۀ لاله نیایی

گهر هایی که چشم ابر سفتست

اگر چه فتنۀ باغست نرگس

بدان شادم که آخر فتنه خفتست

صبا کرد آشکارا بر سر چوب

هر آن خرده که گل در دل نهفتست

دو سر در یک قدم بنمود نرگس

بنا میزد، چه زیبا طاق و جفتست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام