گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

دل غنچه را باز این غم گرفتست

که پشت بنفشه چرا خم گرفتست

نقاب از رخ او بخواهد گشودن

صبا غنچه را زان فرادم گرفتست

چمن را خط سبزه منشور ملکست

که اقلیم شادی مسلّم گرفتست

مگر چشم من دید در خواب نرگس

که چشمش ز چشمم چنین نم گرفتست

مزاج گل از مشک و می شد سرشته

کزن بوی و زان رنگ در هم گرفتست

شد از زلف یارم بشولیده کارش

بنفشه ازین روی ماتم گرفتست

رضا داد لاله بخون پیاله

که خونش گرفتست و محکم گرفتست

همه راز دل غنچه با باد گوید

تو آن ساده دل بین که محرم گرفتست

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

nabavar در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۳ نوشته:

اشتباه نوشتاری
کزآن بوی و زان رنگ در هم گرفتست
شد از زلف یارم بشولیده کارم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عین. ح در ‫۲ سال قبل، دو شنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۳ نوشته:

«شد از زلف یارم بشولیده کارش» درست است زیرا ضمیر «ش» به بنفشه برمی‌گردد؛ نه به شاعر:
شد از زلف یارم بشولیده کارش
بنفشه ازین روی ماتم گرفتست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.