دل که چندین آه از جان می کشد
نقش آن زلف پریشان می کشد
دیده ام پست و بلند روزگار
دل بآن چاه زنخدان می کشد
شیشه ناموس را خوش جذبه ایست
سنگ را از دست طفلان می کشد
تا تواند بر سر من خاک بیخت
بخت دست از آب حیوان می کشد
مور خط لعل لبت را خوش گرفت
خاتم از دست سلیمان می کشد
تیغ بیداد تو هر جا شد علم
شعله هم سر در گریبان می کشد
اشک رسوا کرد ما را ورنه دل
ناله را از سینه پنهان می کشد
کاش بگذارد گریبان مرا
یار از دستم چو دامان می کشد
مزرع امید دل آبی نخورد
انتظار تیرباران می کشد
در کشاکش تا بکی باشم کلیم
دل بدرد و جان بدرمان می کشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دردهای دل و تأثیرات منفی روزگار بر زندگیاش میگوید. او به تلاطمات عشقی و ناملایمات زندگی اشاره دارد که دلش را به شدت آزار میدهد. با تصویرهای مختلف، از زلف محبوب تا چهرهی بخت و نیکبختی، حس ناپایداری و درد خود را بیان میکند. در نهایت، شاعر به عمق رنج و اندوهی که در دلش وجود دارد، اشاره میکند و آرزو میکند که این دردها کاسته شوند.
هوش مصنوعی: دل که اینقدر از عمق جانش آه میکشد، نشاندهندهی تاثیر و زیبایی زلفهای پریشان اوست.
هوش مصنوعی: من در طول زمان مشاهده کردهام که روزگار، بالا و پایینهای زیادی دارد و دل آدم را به سمت چهره زیبای فردی میکشاند.
هوش مصنوعی: شیشه به زیبایی و لطافت خود معروف است، اما این لطافت در برابر سنگ مقاومتی ندارد و به راحتی از دست کودکان میافتد. اینجا به نوعی اشاره به fragility و آسیبپذیری اشیاء و روابط دارد.
هوش مصنوعی: هر کس با بخت و اقبال خود به من بدی کند، به زودی از من فاصله میگیرد و زندگیاش را به سمت خوشبختی هدایت میکند.
هوش مصنوعی: مور، که نماد کوچک و بیاهمیت است، خط زیبای عسلین لب تو را با ذوق و شوق برمیدارد، زیرا انگشتری که از دست سلیمان میکشد، نشانهای از قدرت و عظمت است.
هوش مصنوعی: تیغ ظلم تو هر جا که نمایان شود، آتش نیز به زیر چادر خود میکشد.
هوش مصنوعی: اشکهای ما باعث شده که در دل خود احساسات را بروز دهیم، وگرنه دل به شدت ناراحت است و نالهها را در سینه خودش مخفی میکند.
هوش مصنوعی: ای کاش محبوبم اجازه میداد که گريبانم را رها کنم، مانند این که خودش دامنش را میکشد.
هوش مصنوعی: دل در انتظار امید و آرزو است، اما این انتظار مانند یک تیراندازی بیوقفه، آن را آزار میدهد و میکشد.
هوش مصنوعی: در اوج سختی و مشقت، چه زمانی باید به خاطر دل درد و رنج جانم صبر کنم و ادامه دهم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق چون دل سوی جانان میکشد
عقل را در زیر فرمان میکشد
شرح نتوان دادن اندر عمرها
آنچه جان از دست جانان میکشد
تا کشید آن خط مشگین گرد ماه
[...]
عشق چون دل سوی جانان می کشد
عقل را در زیر فرمان می کشد
شرح نتوان داد اندر عمرها
آنچه جان از جور جانان می کشد
تا کشید از خط مشکین گرد ماه
[...]
معدهٔ تن سوی کهدان میکشد
معدهٔ دل سوی ریحان میکشد
آنچه بتوان، در غمت جان می کشد
تا بدان غایت که بتوان، می کشد
می کشد خط بر مسلمانی لبت
وانگه از خون مسلمان می کشد
دیده تا خط ترا بالای لب
[...]
خستهاش کی ناز درمان میکشد
دست از دست طبیبان میکشد
من به یادش میکشم خط بر زمین
او به نامم خط نسیان میکشد
چشم او را کفر و دین منظور نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.