به سعی در طلبش راه جستجو سر کن
می دگر ز گداز نفس به ساغر کن
حدیث ریختن خونم از تو کس نشنید
از این شراب برای شگون لبی تر کن
به سینه داغ تو زان بیشتر که نیک شود
به کاو کاو سر ناخنش نکوتر کن
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
به سعی در طلبش راه جستجو سر کن
می دگر ز گداز نفس به ساغر کن
حدیث ریختن خونم از تو کس نشنید
از این شراب برای شگون لبی تر کن
به سینه داغ تو زان بیشتر که نیک شود
به کاو کاو سر ناخنش نکوتر کن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و اشتیاق عمیق خود سخن میگوید. او از مخاطب میخواهد که در جستجوی عشق باشد و با یاد او دل خود را آرام کند. شاعر همچنین به احساساتی چون غم و شوق اشاره میکند و از اثرات عاطفی عشق بر وجود خود میگوید. در نهایت، او از دوستی و همراهی در این راه صحبت میکند و به امید خوشیهای بیشتر اشاره دارد.
هوش مصنوعی: برای دستیابی به او، باید تلاش و جستجو کنی، و به جای تنگی نفس و عذاب، خود را به لذت و شادی فراخوانی کن.
هوش مصنوعی: هیچکس دربارهی ریختن خونم چیزی نشنیده است؛ بنابراین از این انگور میخوانم و تو هم لبهای خود را مرطوب کن.
هوش مصنوعی: دل من برای تو بیش از آنچه که فکر میکنی میسوزد. بهتر است تلاش کنی تا خود را از درد و رنج نجات دهی و به زیباییهای درونت بیشتر بپردازی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
برآ به بام و رخت همچو شمع خاور کن
ز آفتاب رخت عالمی منوّر کن
ز حلقه ی دهنت چرخ حلقه در گوشست
بیا به لطف و فصاحت جهان مسخّر کن
شبی به کلبه احزان ما درآی از لطف
[...]
ز در در آ و شبستان ما منور کن
هوای مجلس روحانیان معطر کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
پیالهای بدهش گو دماغ را تر کن
به چشم و ابروی جانان سپردهام دل و جان
[...]
ز در درآ و شبستان ما منور کن
دماغ مجلس روحانیان معطر کن
دمید صبح، سر از خواب بیخودی برکن
ز اشک گرم می آتشین به ساغر کن
مشو چو قطره شبنم گره درین گلزار
تلاش صحبت آن آفتاب انور کن
مبر به کوی خرابات دردسر زنهار
[...]
ز در درا و شبستان ما منور کن
هوای مجلس روحانیان معطر کن
ستاره شب هجران نمیفشاند نور
به آفتاب رخت روز ما منور کن
برون خرام و برافروز عالمی ز رخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.