نیست تنها بیرخت دشمن گریبان نالهام
رخنه اندازد جرسآسا به دامان نالهام
همره من گر شوی در گلستان جوش گل است
غنچه را از بس کند خاطر پریشان نالهام
لخت دل با خون حسرت بس که ریزد هر طرف
بیتکلف کرده عالم را گلستان نالهام
رخنه میاندازدش چون غنچه در جیب و بغل
گر رساند چرخ را دستی به دامان نالهام
نالهٔ نی میکند دل را همین سرگرم شوق
میشود آتشفروز صد نیستان نالهام
دل تپیدن؛ طبل و لشکر؛ فوج غم؛ آهش؛ علم
سوی گردون میرود جویا به سامان نالهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غم جدایی و ناتوانی خود سخن میگوید و احساسات عمیقش را در قالب ناله بیان میکند. او به تنگدستی عاطفی و فشار احساسی ناشی از فقدان معشوق اشاره میکند و نالهاش را به مثابهی نشانهای از این بیقراری و شیدایی در نظر میگیرد. شاعر به سراغ زیباییهای گلستان میرود و در عین حال دنیای خود را با غم آمیخته مییابد. تمام این احساسات و اندوهها همچون طبل و لشکر غم در دل او میتپد و او را به درون خود میکشد. در پایان، او همچون جویا، به دنبال آرامش و ساماندهی به نالههایش است.
هوش مصنوعی: دشمن فقط به خاطر نبودن تو نیست که به نالهام میافزاید، بلکه همچون صدای زنگ، نالهام رو به فزونی است.
هوش مصنوعی: اگر با من بیایی به گلستان، برای گلها جنب و جوش و شوقی وجود دارد. این غنچه (گل) به خاطر من آنقدر نگران و مضطرب شده که نالهام را شنیده است.
هوش مصنوعی: دل بیتاب و پریشان من، آنقدر از حسرت میسوزد و خون میریزد که هر سو را پر کرده است. بهراحتی و بدون زحمت، نالههای من همچون گلهایی دلانگیز، دنیا را به باغی سرسبز تبدیل کرده است.
هوش مصنوعی: او مانند غنچهای که در جیب و بغلم جا میگیرد، به زندگیام نفوذ میکند، اگر تنها دست سرنوشت به کمک نالههایم بیاید.
هوش مصنوعی: صدای نی دل را به شنیدن وادار میکند و همین صدا شوق و هیجانی در دل ایجاد میکند که مانند آتش روشن است و از دل من به تمام نیستانها میرسد.
هوش مصنوعی: دل به تپش درآمده است، مانند طبل و لشکری آماده به نبرد؛ غمها به صورت گروهی به سراغم آمدهاند و آهی از دل میکشم. صدای نالهام به آسمان میرود و به دنبال آرامش و سامان است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از جراحتزار دل چیدهست دامان نالهام
میرسد یعنی ز کوی گلفروشان نالهام
دیده دردآلودهٔ محرومی دیدار کیست
کز شکست اشک میجوشد ز مژگان نالهام
همعنان درد دل عمریست از خود میروم
[...]
بشنود بلبل اگر اندر گلستان نالهام
میکند اندر چمن تمهید سامان نالهام
بهر ساز خویش نی از چوب طوبا بایدم
تا رسد در گوش آن سرو خرامان نالهام
عرض مطلب نیست حاجت پیش ارباب کرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.