تا یاد ترا کرده دلم راهبر خویش
پر در پر عنقا بپریدم ز بپریدم ز بر خویش
تا بام قفس قوت پرواز ندارم
شرمنده ام از کوتهی بال و پر خویش
پیوند سرین را به میان تو چو بیند
عاشق بود ار کوه نبندد کمر خویش
یکبار به گرد سر او گشتم و چون شمع
گردم همهٔ عمر به قربان سر خویش
جویا شده ام واله این مصرع سالک
«طاووس اسیر است به گلدام پر خویش»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تمایل به رهایی و دلبستگی به معشوق است. شاعر به احساس شرم و ناامیدی از محدودیتهای خود اشاره میکند و تشبیهاتی به پرنده و قفس استفاده میکند. او بر این نکته تأکید دارد که عشق میتواند انسان را به اوج برساند، حتی اگر در شرایط دشواری باشد. در نهایت، شاعر با بیان اینکه طاووس به زیباییهای خود وابسته است، به اسارت و در عین حال زیبایی عشق و وجود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به یاد تو، دلام راه خود را پیدا کرد و مانند پرندهای افسانهای از مرزهای وجودم پرواز کردم.
هوش مصنوعی: من تا به بلندای قفس قادر به پرواز نیستم و از اینکه بال و پرم کوتاه است، شرمندهام.
هوش مصنوعی: اگر عاشق بیند که پیوند زیبایی و جذابیت تو را در کنار خود دارد، مانند کوهی است که به خود بند نمیزند و رهاست.
هوش مصنوعی: یک بار دور سر او چرخیدم و از آن زمان مثل شمع که در برابر آتش میسوزد، تمام عمرم را فدای او کردم.
هوش مصنوعی: سوالی کردهام درباره شخصیت والایی که همچون طاووسی، به خاطر زیباییها و ویژگیهای خودش در بند است و گرفتار میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلشاد نشستم بمقام پدر خویش
برغم نکند سرد دلم رهگذر خویش
کز هر چه بگیتی خبر هست بجستم
بسیار ندارم ز بزرگی گهر خویش
گه بوسه ستانم ز عقیقی شکر دوست
[...]
ای شاه همه عالم و فخرگهر خویش
وی در همه آفاق نموده اثر خویش
از چین و ختا تا به فلسطین که رسانید
جز تو به جوانمردی و مردی خبر خویش
خصمان تورا چون تن و جان در خطر افتاد
[...]
در عشق از آن خوشدلم از چشم ترِ خویش
کاو صرف رهت کرد به دامن گهر خویش
ما را که امید نظر مرحمت از توست
هر لحظه چه رانی چو سرشک از نظر خویش
زین سان که دلم با سرِ زلف تو در آویخت
[...]
از حسرت آن لب که نبخشد شکر خویش
طوطی زده منقار بخون جگر خویش
من چون نخورم خون ز جگر گوشه مردم
یعقوب شنیدی که چه دید از پسر خویش
در خاک اگر افکنی از عرش غمم نیست
[...]
کو حوصله تا بند نهم بر نظر خویش
وین شعله کنم صرفه برای جگر خویش
در راه وفا قافله اشک نیازم
هم پی سپر خویشم و هم راهبر خویش
در بزم وفا سلسله طره یارم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.