باشد ارباب رعونت را ز بی مغزی غرور
شد تهی گشتن رگ کردن به تسبیح بلور
عاشق از پهلوی بخت تیره رسواتر شود
آتش کم، بیش آید در نظر شبها ز دور
دامن فرزانگی آسان نمی آید به دست
روشن است از ریختن های دلم شمع شعور
می کند صحبت اثر در سینه صافان بیشتر
رنگ صهبا برکند پیمانه چون باشد بلور
صرفه در دیوانگی از عقل کامل دیده ام
می کنم مشق جنون در سایهٔ شمع شعور
تاک را بنگر که سر تا با رگ گردن بود
نیست جویا پادشاهان را گریزی از غرور
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بررسی مفهوم غرور و بیمغزی میپردازد و به انتقاد از افرادی میپردازد که به خاطر رعونت خود دچار خودخواهی و خوشخیالی میشوند. او به عشق و سرنوشتی که بر اثر بخت بد به وجود میآید، اشاره میکند و به این نکته تاکید دارد که فرزانگی و عمیقتر شدن در دانش و شعور کار سادهای نیست. شاعر همچنین از تجربههای شخصی خود در حرکت به سمت جنون و دیوانگی صحبت میکند و به تأثیرات مثبتی که از آتش عشق و متانت فکری به دست میآورد نیز اشاره میکند. در نهایت، او به غرور پادشاهان و عدم توجه آنها به واقعیات زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: وقتی کسی به خودبزرگ بینی مبتلا میشود و از فهم درست دور میافتد، مانند تسبیحی از بلور میشود که رگ و رشتهاش به هم ریخته و معنای واقعی خود را از دست میدهد.
هوش مصنوعی: عاشق، به خاطر شانس بدی که دارد، بیشتر رسوا میشود و آتش عشقش در دلش، در شبها و از دور، بیشتر نمایان میشود.
هوش مصنوعی: به دست آوردن دامن دانش و حکمت کار آسانی نیست. روشن است که از تجارب و احساسات عمیق دلم، شعور و آگاهی حاصل میشود.
هوش مصنوعی: کسانی که دلهای پاک و صاف دارند، بیشتر از هر چیز دیگر تحت تأثیر صحبتها و کلام خوب قرار میگیرند. همچنین، اگر به پیمانهای که از بلور ساخته شده، رنگ شراب (صهبا) بزنند، آن رنگ بیشتر نمایان میشود.
هوش مصنوعی: به کار بردن دیوانگی به نفع عقل کامل را تجربه کردهام و در زیر نور شمع دانش، تمرین جنون میکنم.
هوش مصنوعی: تاک را نگاه کن که مانند رگ گردن به سرش متصل است، اما پادشاهان هیچگاه از خودشیفتگی و غرور رهایی ندارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دشمنانش را نگردد ماتم ایج از دور دور
دوستانش را بود گرد سرای از سور سور
وصف فضل او نباشد کردن از سیصد یکی
گر کند چرخ برین از وصف او مسطور طور
فور اگر در هند تیغ تیز او بیند بخواب
[...]
پرستاره ست از شکوفه باغ برخیز ای چو حور
باده چون شمس کن در جام های چون بلور
زان ستاره ره توان بردن سوی لهو و سرور
زانکه می تابد ستاره وار از نزدیک و دور
دوست می گوید که ای عاشق اگر داری صبور
ازفراق ما منال وصبر کن تا نفخ صور
اندر آن مجلس که بیند خلق دیدار خدا
ازجگرهای کباب عاشقان باشد بخور
آن که از خواب خوشت بیدار می سازد منم
[...]
الرحیل ای خفتگان کاینک صدای نفخ صور
رخت بر بندید ازین منزلگه دارالغرور
تا کی این از سر گرفتن سیر افلاک و نجوم
چند از ین بز هم گرفتن دور ایام و شهور
هین که موقوف توأند ارواح جمع انبیا
[...]
بهر شهوت جان خود را میدهی همچون ستور
وز برای جان خود که میدهی وانگه به زور
میستانی از خسان تا وادهی ده چارده
در هوای شاهدی و لقمهای ای بیحضور
آن سبدکش میکشد آن لقمهها را تون به تون
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.