آسوده دلی که بی قرار است
آن دیده خنک که شعله بار است
چون آینه عیب جو در این بزم
تا عیب نماست عیب دار است
کینم بدل تو بی مروت
پنهان در سنگ چون شرار است
بر ساحت نه فلک کند سیر
هر کس بر خویشتن سوار است
بر پشت لب تو سبزهٔ خط
چون موج نسیم نوبهار است
فریاد تو مناسبت نجوید
با شعله که طفل نی سوار است
در چشمم هر کنار موجی است
هر موج به چشم من کنار است
گر غنچهٔ دل شکفته باشد
هر سوی که بنگری بهار است
هرگز روی خوشی نبیناد
هر دل که نه از غمت فگار است
صبر و دل بیقرار عاشق
پیمانه و دست رعشه دار است
پیراهن جسم نازک او
جویا از نکهت بهار است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق است. شاعر به تضادهایی چون آسودگی دل و بیقراری، زیبایی و عیب، و همچنین صبر و بیقراری عاشق اشاره میکند. او با استفاده از تصاویری چون آینه، موج، و بهار، حال و هوای دل عاشق را توصیف میکند. در این شعر، عشق باعث ایجاد عواطف متناقض و گاه دردناک میشود، و شاعر به زیباییهای عشق و تلخیهای آن پرداخته است. در نهایت، به نازکی جسم و جستجوی خوشبختی و نکهت بهار اشاره دارد.
هوش مصنوعی: آرامش دل از طرفی خوب است، اما کسی که نگران و بیتاب است، باید بداند که چشمی که ناراحت است و میسوزد، احساسات عمیقی دارد.
هوش مصنوعی: در این مراسم، مانند آینهای که عیبها را نشان میدهد، اگر کسی به عیبهای دیگران توجه کند، خود نیز دچار عیب است.
هوش مصنوعی: من به خاطر تو، که بی رحم هستی، در درونم دچار شعلهای پنهان شدهام، مانند جرقهای که در دل سنگ نهفته است.
هوش مصنوعی: هر کس بر اساس درون خود و توانمندیهایش به پیش میرود، نه بر اثر فشارهای بیرونی و شرایط.
هوش مصنوعی: بر روی لب تو، سبزی و طراوت خطی مانند موج نسیم بهاری است.
هوش مصنوعی: فریادت بیمناسبت است، چون مانند شعلهای در آتش میسوزد، و این کودک هنوز سواری نمیتواند کند.
هوش مصنوعی: در چشمان من هر جایی که نگاهی میاندازم، مانند امواجی است که به آن سمت حرکت میکنند و هر موج برای من مانند یک نگاه خاص و منحصر به فرد است.
هوش مصنوعی: اگر دل مانند غنچهای شکفته باشد، در هر جا که نظر کنی، نشانههای بهار و زیبایی دیده میشود.
هوش مصنوعی: هر دلی که از غمت ناراحت و دلشکسته است، هرگز طعم خوشی را نخواهد چشید.
هوش مصنوعی: عاشق باید صبر و شکیبایی داشته باشد، اما دل او همیشه بیقراری میکند. او مانند فردی است که در آستانه هیجان و لرزش قرار دارد، انگار که در دلش احساساتی جوشیده و بیتابی میکند.
هوش مصنوعی: پیراهن ظریف او به دنبال بوی خوش بهار میگردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این دل چه دلست و این چه یار است
کار من از این دو سخت زار است
کار من مستمند صعب است
کاندر بر من نه دل نه یار است
آبادان بدان سمند میمون
[...]
در خاطرم اینکه وقت کار است
کهاقبالْ رفیق و بخت یار است
چشمم ز غمت عقیق بار است
رازم ز پی تو آشکار است
از عشق تو بی قرار گشتم
عشق تو هنوز برقرار است
بیچاره دل من ای نگارین
[...]
جانا، نظری، که دل فگار است
بخشای، که خسته نیک زار است
بشتاب، که جان به لب رسید است
دریاب کنون، که وقت کار است
رحم آر، که بیتو زندگانی
[...]
زلف تو هنوز تابدار است
چشمت به کرشمه در خمار است
گفتی که وفا نیاید از من
سوگند مخور که استوار است
خون شد دل من، بگوی، ای باد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.