نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
دانه ام همچون زمرد سبز از آب خود است
عاشق و معشوق در چشم حقیقت بین یکی است
نور بر رخسارهٔ خورشید بیتاب خود است
دل که از آمیزش مردم کم از بتخانه نیست
گر کند پهلو تهی از خلق محراب خود است
خانهٔ چشم مرا بدنام ویرانی مباش
کاین بنای سست پی در راه سیلاب خود است
از جگر جویا نشد منت کش نقد سرکش
همچو شبنم دیدهٔ عشاق سیراب خود است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود میپردازد. او خود را در مقایسه با نیسان (مدل خودرو) و دانهای از زمرد توصیف میکند که از آب خود ریشه میگیرد. عاشق و معشوق را در چشم حقیقت یکسان میبیند و به جلوهگری نور در چهره خورشید اشاره میکند. دل انسان را شبیه به بتخانهای میداند که در آن آمیزشهای انسانی وجود دارد و میگوید اگر از وجود دیگران تهی شود، تبدیل به محرابی بیمعنا خواهد شد. همچنین از ویرانی و بدنامی چشم خود نسبت به خانه دلش گلایه میکند و تأکید دارد که این بنا در خطر سقوط است. در انتها نیز اشاره میکند که عشق و احساسات واقعی، مانند شبنم، آنچنان لطیف و سیرابکننده است که به دلهای عاشق رونق میبخشد.
هوش مصنوعی: چشم من به اندازهٔ نیسان نمیرسد و من مانند دانهای درون صدف، رنگ و جلای خاصی دارم. مانند زمرد سبز که از آب خودش درخشان است.
هوش مصنوعی: عاشق و معشوق در واقعیت یکسان هستند. نور بر چهره خورشید، شوق و انرژی او را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: دل اگر با دیگران از ارتباط و دوستی فاصله بگیرد، هیچ کمبودی از معابد و بتخانهها ندارد. زیرا وقتی از دیگران دور باشد، خود به خود تبدیل به یک مکان مقدس و عبادتگاه میشود که در آن میتوان به سکوت و تفکر پرداخت.
هوش مصنوعی: چشم من را به بدنامی ویرانی متهم نکن، زیرا این بنای ناپایدار در مسیر سیلاب خودش قرار دارد.
هوش مصنوعی: هیچکس از دل من خبر نپرسید، در حالی که خوبان از معشوقههای خود به اندازهی کافی سیراب و خوشحال هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.