گنجور

 
جنید شیرازی

مرا شکیب ز معشوق و جام صهبا نیست

از آن میان برهیدیم و هیچ پروا نیست

چنین شنیده‌ام از صوفیان کنج صفا

که هر که صاف نباشد دلش مصفا نیست

به سلسبیل مده وعده من ای ساقی

بیار می که مرا صبر تا به فردا نیست

بهشت و حور و شراب طهور و عالم نور

اگر نه با رخ یار است در خور ما نیست

چو روشن است که دور حیات بر باد است

قدح ز دست نهادن طریق دانا نیست

به صبر کوش و تحمل که در طریقت عشق

طریق عاشق صادق بجز مدارا نیست

(جنید) نوبت عشرت به وقت گل مفکن

به بزم باش که حال زمانه پیدا نیست

 
 
 
مشکلات اینترنت
انوری

ز مردمان مشمر خویش را به هیات و شکل

که مردمی نه همین هیکل هیولا نیست

به حسن ظاهر و باطن مسلمت نکنند

که این دو هم ز صفتهای روح حیوانیست

وگر تو گویی نطقست مر مرا گویم

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

بزرگوارا دانی که نه ز تقصیرست

اگر دعا گو بر درگه تو پیدا نیست

ز روی ظاهر و صورت رهی گر آنجا نیست

رواست؛ زانکه بصورت رهی گرانجا نیست

مجد همگر

تو را چو در همه عالم به حسن یکتانیست

ازان به حال منت هیچگونه پروا نیست

تو را به ماه درخشنده نسبتی نکنم

که ماه را رخ گلگون و چشم شهلا نیست

غریب نیست که روی تورشک خورشید است

[...]

سعدی

شهی که پاس رعیت نگاه می‌دارد

حلال باد خراجش که مزد چوپانیست

وگر نه راعی خلق است زهرمارش باد

که هر چه می‌خورد او جزیت مسلمانیست

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سعدی
ابن یمین

بحسن روی تو خورشید عالم آرانیست

بلطف رسته دندان تو ثریا نیست

توئی چو سرو ولی سرو ماهرخ نبود

توئی چو ماه ولی ماه سرو بالا نیست

ز جان غلام قد همچو سرو آزادت

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه