گنجور

شمارهٔ ۶۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

رخت روز طرب را بامداد است

سر زلفت شب غم را سواد است

تویی کعبه به هر شهری که باشی

چو مکه نام آن خیر البلاد است

ز آه چون عمود آتشم چرخ

به هر شب چون « ارم ذات العماد» است

نکو دار اعتقاد ای دل به خوبان

که رأس المال صوفی اعتقاد است

در اقلیم عدم رو کرده جانم

ز تو در آرزوی خیرباد است

در افسون خوانی دل خال و زلفت

یکی شاگرد و دیگر اوستاد است

سگت بگذار گو رسم دویی را

که جامی در مقام اتحاد است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط